ابن المقفع ( مترجم : منشي )

307

كليله و دمنه ( فارسي )

امام سازد ، كه « أقيلوا ذوي الهيئات عثراتهم » [ 1 ] ؛ چه ضبط ممالك بي وزرا و معينان در امكان نيايد و انتفاع از بندگان آنگاه ميسّر گردد كه ذات ايشان بخرد و عفاف و هنر و صلاح آراسته باشد و ضمير [ 2 ] به حق گزاري و نصيحت و هوا خواهي و مودّت پيراسته [ 3 ] . و نيز مهمّات ملك را نهايت نيست و حاجت ملوك بكافيان ناصح كه استحقاق محرميّت اسرار و استقلال تمشيت اعمال دارند همه مقرّر است ، و كساني كه بسداد و امانت و تقوى و ديانت متحزّم‌اند [ 4 ] اندك ؛ و طريق راست در اين معني معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر يك چه كار آيد و كدام مهمّ را شايد ؛ و چون پادشاه به إتقان و بصيرت معلوم راى خويش گردانيد بايد كه هر يك را فراخور هنر و اهليّت و بر اندازهء راى و شجاعت و به مقدار عقل و كفايت كاري ميفرمايد ، و اگر در مقابلهء هنرهاى كسي عيبي يافته شود از آن هم غافل نباشد ؛ كه هيچ مخلوق بي عيب نتواند بود . و در اين دقيقه احتياط تا آن حدّ واجب است كه اگر هنر كسي بمهمّي كه مقلّد آن باشد خللي راه خواهد داد او را از سر كار دور كرده شود ، و جانب مهمّات را [ 5 ] از آن خلل صيانت نموده آيد . چه غرض از اصطناع [ 6 ] كفات [ 7 ] نفاذ [ 8 ] كار است ، و اگر

--> [ 1 ] . ( 1 ) أقيلوا . . . در گذاريد ( و چشم بپوشيد ) از خداوندان خصال پسنديده لغزشهاى ايشان را . در جامع صغير ذوي الهيآت است و نيز در نافذ و و 3 ، و باقتضاى معني هم قراءت صحيح همين بايد باشد . در اساس و چلبي و مجلس و 1 و نسخهء لالا اسماعيل از شرح ابيات : ذوي الهنات است ( صاحبان جرمهاى اندك ) ، و اين منافات دارد با إلّا الحدود كه در آخر حديث آمده است . در ساير نسخ شرح ابيات : ذوي الجنايات . [ 2 ] . ( 3 ) ضمير در اساس و بعضي ديگر از نسخ : متميّز . [ 3 ] . ( 3 ) پيراسته اينجا بمعني آراسته به كار رفته است ، يعني صفاتي به شخص افزوده شده باشد ، و حال آنكه معني اصلي كلمهء پيراستن پاك كردن و پاكيزه كردن چيزي و كسي بوده است باينكه زوايد و عيوب را بسترند . كاراستن سرو ز پيراستن است ، يعني كه شاخهاى زائد آن را ببرند و نظم و ترتيبي بدان بدهند . [ 4 ] . ( 6 ) متحزّم ميان در بسته و سلاح پوشيده ، كمر بسته ، مسلّح ( از بيهقي و زمخشري و قرشي ) . [ 5 ] . ( 11 ) و ( 12 ) او را . . . مهمّات را . . . از مواردي است كه را با نايب فاعل ( مسند إليه فعل مجهول ) آمده است - 10 / 13 ، 25 / 10 تا 12 ، 35 / 9 تا 10 ح ، 41 / 13 ح ، 46 / 7 ح ، 62 / 18 ح ، و غيره ديده شود . [ 6 ] . ( 12 ) اصطناع 15 / 2 ح ، 37 / 16 و 68 / 11 و 15 ديده شود . [ 7 ] . ( 12 ) كفات ( در عربي كفاة ) جمع كافي ، مرد كاردان كاربر قادر . [ 8 ] . ( 12 ) نفاذ 7 / 1 ح ، 69 / 4 ح و 102 / 10 ديده شود .